برگ های تقویم چهار نعل می تازند

در بادی که می  وزد

از دوردست های ازل!

****

ملافه ای سفید از برف

روی نعش دراز کشیده دشت

زمستان به رحمت خدا پیوست!

****

آهسته قدم برمی دارم

دیوارهای نازک -برای همسایه-

پلی است از رویا به کابوس!

****

روز *(سیزده) هم می گذرد

دو چروک

بر پیشانی سال جدید!


*دوم

شعر از : سید حسن حسینی