بخشش
گاهی در اطرافم افرادی رو دیدم که خاطره ای از گذشته رو به یاد میارن و با آه و اندوه ازش تعریف می کنن و در حالیکه اشک تو چشمشون حلقه می زنه یا سرازیر می شه می گن" من که ازش گذشتم ، من که بخشیدمش ولی ..."
همه می دانیم که منظور از بخشش فراموش کردن نیست، ولی واقعیت اینه که وقتی فرد کسی رو به خاطر رفتارناعادلانه ش مورد عفو و گذشت قرار می ده ، حالتهای منفی خودش رو در ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری نسبت به اون فرد کاهش می ده. هر چند که این به معنای فراموش کردن اون حادثه نیست اما گذشت واقعی وقتیه که اگه حادثه رنجش به ذهن فرد خطور کنه ، در اون تاثیر منفی گذشته رو نداشته باشه.
از طرف دیگه گاهی افرادی هستند که می گن نمی تونیم ببخشیم ، چون کاری که کرده آسیب زیای رو وارد کرده، فراموش نکنیم عفو ، به دلیل بی اهمیت بودن یا کم اهمیت بودن اون رفتار نیست. ما میبخشیم تا از شدت تاثیر گذشته دردناک بر حال و آینده خودمون بکاهیم،اما این رفتار بخشش، این حقیقت رو تغییر نمی ده که آسیبها و رنجشهای ما دردناک و غیرمنصفانه بوده اند.
و بخشودن لزوما آشتی هم نیست! بخشش و گذشت پاسخ اخلاقی بخشاینده به شخص رنجاننده است. وقتی کسی رو میبخشیم حالتی مثبت به شخصی تقدیم می کنیم که به سبب تقصیر مستحق اون نیست! و الزامی برای پیوستن به روابط پیشین وجود ندارد.
و دیل کارنگی می گوید:"عفو کردن خطا، انتقام ملایمی است که از طرف مقابلت میگیری"
و البته نکته مهمتر اینکه:هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم،یا دیگران رو ببخشیم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.