نکاتی در برخورد با بیماران افسرده از زبان بیماران افسرده
به خاطر داشته باشید من از بیماری خسته و خشمگینم نه از شما، پس از من دلگیر نشوید
وقتی بدانم موقعی که به شما نیاز دارم در دسترس هستید ، احساس آرامش می کنم.
اگر بعضی برنامه های تفریحی و... را در آخرین دقایق به هم می زنم ، از من دلگیر نشوید و مرا درک کنید.
مرا همیشه به همه فعالیتها و برنامه ها دعوت کنید.من نمی دانم که دقیقه به دقیقه و روز به روز چه احساسی دارم و اگر یک روز دعوتی را نپذیرم ، به این معنی نیست که روز دیگر هم نپذیرم !شاید امروز دعوت شما را بپذیرم.
حتی زمانی که به نظر می رسد فقط مایل به مکالمه کوتاه هستم، با مهربانی با من صحبت کنید و مرا به حرف آورید.
گاه مرا در آغوش بگیرید ، تشویق کنید ، حتی وقتی به نظر می رسد بدخلق و گوشه گیرم.
به من نگویید" فلانی با مشکلات بزرگ زندگی اش چگونه زندگی می کند و افسرده نیست" آدم ها با هم متفاوتند، این جمله شما فقط سبب دلگیر شددن من و دوری من از شما می شود.
به من نگویید" به خودت بیا" ، سعی کن بهتر بشی"، " یک کم لبخند بزن"، و... از کجا می دانید من سعی خودم را نکرده ام.چرا من ننخواهم مثل دیگران شاد و پرتلاش زندگی کنم.
با همه گوشه گیری ها ، خشم ها و غر زدن هایم ، مرا طرد نکنید.
منبع:برگرفته از کتاب "نکاتی در باره افسردگی و بیماری دوقطبی"