دلیل هوش بالای انیشتین

نتایج مطالعات جدید نشان می دهد قشر پیریفرونتال مغز "آلبرت اینشتین" برخلاف اغلب افراد، شگفت انگیز و غیرعادی بوده است که همین تفاوت می تواند دلیل هوش و نخبگی این فیزیکدان بوده باشد.


به گزارش مهر، بر اساس تحقیقات دانشگاه دولتی فلوریدا بخش هایی از مغز انیشتین با اغلب افراد متفاوت بوده است و همین می تواند با توانایی های شناختی و ادارکی فوق العاده وی مرتبط باشد.

این محققان برای نخستین بار کل قشر مخ مغز انیشتین را از 14 تصویری که اخیرا کشف شده توصیف کردند.

آنها تصاویر مغز اینشتین را با مغز 85 انسان معمولی مقایسه کرده و توانستند ویژگی های غیرمعمول مغز این دانشمند را تفسیر کنند.

اگرچه اندازه کلی و شکل هندسی مغز انیشتین طبیعی بوده اما نواحی پیریفرونتال، سوماتوسنسوری، آهیانه، موتور اولیه، قشر گیجگاهی و اوکیپیتال او غیرعادی بوده است.

پس از مرگ اینشتین در سال 1955 گروهی از محققان با کسب اجازه از خانواده اش، مغز او را برداشته و از زوایای مختلف تصویربرداری کردند.

علاوه بر این مغز به 240 قطعه تقسیم و تصاویر اسلایدی از آنها تهیه شد.

اما بخش عمده ای از این تصاویر، قطعات و اسلاید ها به مدت 55 سال از دید عموم مفقود شد.

اکنون برای این تحقیقات از 14 تصویر که در موزه ملی سلامت و پزشکی نگهداری می شود استفاده شده است.
میگنا

یه دنیا مفهوم داره این عکس!

فوق العاده است ..


اجسام در آینه از آنچه می بینید به شما نزدیک تر است !!!


نظر شما چیه؟

اختلاف، هر چند ناخوشایند ، ابزار نیرومندی برای یادگیری و رشد است،

آنگونه که بعضی مواقع فروریختن مناسبات بین فردی ،

یک پیشرفت غیر منتظره را برای اشخاص به دنبال می آورد.

شیلا مانرو

...

مادرم به من می گفت که باید از این چه هستم خشنود باشم و به خود ببالم، به خودم، به فرم لبهایم و به همه وجودم.

حالا که بزرگتر شده ام، هر کس به من چیزی می گوید که به نظرم تهدیدآمیز و آزار دهنده می رسد، در خودم کند وکاو می کنم تا آن چیزهای خوبی که مادرم درباره ام می گفت، دوباره به یاد بیاورم و آرام گیرم...

(یک نوجوان سیاهپوست)

دلبستگی ایمن!

مردی که محبوب بی چون و چرای مادرش بوده است ، در تمام طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، احساس اطمینان از موفقیت که

اغلب موجب موفقیت واقعی می شود.

چندی پیش در کتابی راجع به "فروید" می خوندم.نویسنده کتاب در توصیف فروید نوشته بود:

نفوذ فروید به قدری عمیق بوده است که به رغم ماهیت بحث انگیز بودن آن، کار وی برای بیش از یک قرن بعد گسترده ترین سبک پذیرفته شده برای بحث درباره شخصیت باقی خواهد ماند.کار فروید نه تنها بر تفکر درباره شخصیت در روان شناسی و روان پزشکی اثر گذاشت ،بلکه تاثیر عظیمی بر نگرش ما از خود و دنیایمان داشت. اندیشه های معدودی در تاریخ تمدن چنین تاثیر گسترده و عمیقی داشته اند.

من قسمت زندگینامه فروید رو که می خوندم به جایی رسیدم که خود فروید تاثیر توجه و حمایت مداوم مادرش در موفقیتش رو در جملاتی که اول پست نوشتم منعکس کرده بود.

این جملات رو از زبان فروید! خوندن برای من خیلی جالب و حتی عجیب بود.عجیب به این دلیل که صرفنظر از اینکه خود فروید چقدر در نظریه ش به مساله ارتباط مادر و کودک پرداخته، بعد از اینهمه نظریه های جورواجور و شیوه های تربیتی مختلف ،امروزه تمام تربیت و تمام سلامت روانی فرد در ارتباط نزدیک و صحیح والدین و مخصوصا مادر با فرزند خلاصه می شه. و این همون چیزیه که خود فروید با خلوص تمام و صرفنظر از شواهد بالینی و نظری به تجربه شخصی خودش به اون اعتراف می کنه.

(شاید باورتون نشه که چقدر سخت و زمان بر هست هضم این حرف برای مادرها که اگه بی و چون و چرا کودکشون رو بپذیرن و محبوب بدونن یعنی موفقیت واقعی بچه هاشون!!!)