نقش باورها(1)
حتما بارها با این جمله با عبارتهای مختلف مواجه شدین. مثلا چند تا از ویژگیهای خودتون رو بگین.
همین الان چند لحظه فکر کنین و چند تا از ِ ویژگیهاتونو بگین.
چی به ذهنتون رسید؟
مثلا گفتین:
- من آدم مهربونی ام!
-من آدم روشنفکری هست1
- من با پشتکار هستم!
- من اعتماد به نفسم کمه!
- من توانام!
- من خلاقم!
- و ....
آیا واقعا اونچه گفتین ویژگیهای شماست؟
خیلی جالبه بدونید که وقتی از اغلب افراد می پرسیم چطور آدمی هستی اونها ویژگیهای خودشون رو نمی گن! بلکه " باورها" شون رو می گن.پس در واقع با این سوال ما "باورهای" فرد رو بیرون کشیدیم!
و این باورها که معمولا هم جملات سه کلمه ای شامل"من .... هستم یا من .....نیستم" هستند ساخته و پرداخته ذهن فرد هستند که عوامل چندی از کودکی تا الان اونها رو پرداخته کرده. در واقع یک جور تفکر قطبی هست و نیست!
پس اگه من بگم " من با کفایتم" در واقع باور من هست !نه ویژگی من!
(تا اینجا رو داشته باشید تا بقیه بحث باورها رو در پست بعد بگم)