یه مطلبیه خیلی وقته می خوام بنویسم اما هر بار گفتم حالا نمی شه این درددل رو نکنی؟!ولش کن.هر کسی زندگی خودشو داره دیگه.تازه اینا رو بگی موجب سوء تفاهم و...هم می شه.پس محترم باش و نگو!

اما راستشو بخواین این روزهای قبل از عید دیگه این قضیه هه به اوج خودش می رسه و خلاصه منم دیگه دلم نمی خواد تکانه مربوط به نوشتن این مطلبو کنترل کنم.پس می نویسم:

 می خوام راجع به قشر وسیعی از جامعه مون که اتفاقا همجنس خودم  هستم بگم.همون قشر معروف به "زنان خانه دار".پیشاپیش می گم که خیلی از عزیزان خودم هم در همین جرگه قرار می گیرن و چیزایی هم که می گم عمومیت نداره ولی خب چه کنم که من خیلی زیاد می بینم.

خیلی از پایان نامه ها و مقاله ها به مقایسه فاکتورهای مختلف بین زنان خانه دار و شاغل پرداخته.من نمی خوام علمی حرف بزنم می خوام از اونی که بعضا می بینم بگم!البته شایدم من اشتباه می گم!

تو استان من هنوز هستند قشر وسیعی که معتقدند خانومهای خانه دار کدبانو ترن و در امر تربیت فرزند موفق تر و سربه راه تر و خلاصه بساز تر و در یک کلام بیشتر زن زندگی!

حالا خیلی جالبه که همین خانومهای خونه دار که قاعدتا وقت و انرژی بیشتری دارن در این ایام خونه تکونی اغلب از بهمن ماه واسه تمیزکار نوبت می گیرن و امر خطیر خانه تکانی رو به تمیزکاران محترم می سپارن.و واسه من خیلی جالب و تعجب آور بود که اغلب همکارام در پی یک روز تعطیل و یا چند ساعت زودتر به خونه رفتن می گشتن تا بتونن از پس خونه تکونیشون بر بیان.باور کنین بی اینکه لحظه ای به ذهنشون خطور کنه که از تمیزکار کمک بگیرن!

البته فکر نکنین این فقط مربوط به خونه تکونیه!تعجب من از اینجاست که در بقیه ایام سال هم بعضا دو هفته یکبار ماهی یکبار واسه تمیز کردن خونه همین رویه به کار گرفته می شه.

احیانا خانومهای محترمه از هیچ فرصتی واسه تربیت و بازی کردن و کمک درس بودن واسه بچه شون دریغ نمی کنن!نمی دونم والا !ولی من خانومها یزیادی رو در نزدیکیم می شناسم که صبح تازه ساعت ۹-۱۰ از خواب پا می شن و خیلی هنر کنن زحمت درست کردن نهار رو به جون می خرن!و عصر هم بیرون و مهمانی و...تا شب هنگام!حالا کی فرصت می شه به بچه و مسایل مربوط بهش رسید من غافلم!

در صورتیکه من فکر می کنم اتفاقا اغلب زنان کارمند ناخودآگاه (به خاطر وجدان دردی که حاصل تمام وقت در اختیار فرزند نبودن هست)زمانی رو که داخل منزل هستن خیلی بیشتر نسبت به بچه هاشون حساسن.ولی انگار تو فرهنگ ما مثل خیلی چیزای دیگه کیفیت مهم نیست کمیت مهمه!

حرص آدم از اونجا بیشتر می شه که کافیه بعضا جمعی از همین قشر دور هم جمع بشن و ادم شنونده مباحثشون باشه!شک نکنید که بحث دور جدیدترین مدل لباس و پارچه و جهیزیه فلانی و قیمتش و مادر شوهر فلانی و عروس فلانی و...می چرخه!ووقتی هم در این خصوص نظر ندی و سکوت کنی کلا آدم بی سر و زبونی هستی و خیلی هم چیزی حالیت نیست!اگه هم خلافش رو بگی که دیگه بیشتر حالیت نیست!!!

هنوز هم گلایه هام ادامه داره ولی پست خیلی طولانی شد!!!