وقتی فردی همه کاره است...

نمی دونم شما چقدر با حرفی که می خوام بزنم موافقید؟

بنظر من تو دنیایی که تخصص حرف اول رو می زنه و بر فرض مثال یه پزشک می ره تخصص چشم پزشکی می گیره و تازه در بین چشم پزشکان هم یکی فوق تخصص شبکیه و یکی قرنیه و ... و گاهی تخصصه از این ریزتر هم می شه ، آیا نباید هر کسی تو حرفه خودش یه ذره از توهم همه چیز بلد بودن خارج بشه؟!!

وقتی ما در محدوده تنگ زمان به نام"عمر" و حتی در محدوده های توانایی و امکانات و...قرار گرفتیم آیا این محدودیتها به ما اجازه می ده که واقعا همه چیز رو بلد باشیم؟مضافا اینکه حجم فوق العاده اطلاعاتی که وجود داره بر محدودیت ما اضافه می کنم.

من می گم حتی اگه آدم بتونه در یه زمینه خوب کار کنه خیلی بهتره تا در همه زمینها نصفه نیمه کار کنه.چه اشکالی داره بگیم من تو این زمینه کار نکردم، یا تو این زمینه اطلاعات تخصصی ندارم و تو این زمینه ها از افراد دیگه کمک بگیریم؟

واقعا چجوریه که بعضا انتظار دارند ما همه چیز رو بلد باشیم و بعضیها هم بالواقع توهم همه فن حریف بودن رو دارن؟!!!