Selection  &  Adaption

چند روزی بیش به زمان اعلام نتایج کنکور سراسری دانشگاهها باقی نمونده. و این روزها بحث بر سر انتخاب رشته و تشکیل پایگاه های انتخاب رشته و... داغ هست.

داوطلبان و مشاوران و دست اندرکاران و... هم در تب و تاب بدست آوردن ظرفیتهای هر رشته/ دانشگاه و رتبه مورد نیاز قبولی در اون و بدست اوردن رشته های اولویت اول امسال بر اساس فاکتورهای مختلف من جمله بازار شغلی و... هستند.

نمی دونم خود داوطلبها این وسط چقدر به فکر انتخابشون هستند.انتخابی که مسیر تحصیلی و بعد شغلی و در نهایت مسیر زندگی اونها را رقم می زنه.

بعضا داوطلبها دست رو دست گذاشتند تا ببینند رتبشون چند می شه و بعد هم هر چه پیش آید خوش آید.کارنامه به دست، رجوع به این مشاور و اون مشاور که جوری انتخاب کنه که ایشون بهرحال وارد دانشگاه بشه.حالا هر چه اون انتخاب منجر به قبولی در یه رشته پُر پرستیژتر و دانشگاه بهتر بشه ، انتخاب موفقیت آمیز تر بوده!!! که به نظر من بدترین نوع انتخاب می تونه باشه!!

و من در این فکر که تا کی قرار هست حتی خود ما مشاورها قالبی فکر کنیم؟؟؟

آیا گزینه برتر همیشه و برای همه افراد بر فرض پزشکیه؟ حقوقه؟ مکانیکه؟

آیا وقتی یه داوطلب رتبه زیر 1000داره بهترین نوع انتخاب اینه که یکی از این رشته ها رو در اولویتهای اول خودش بزنه؟

آیا اگه یه نفر با رتبه زیر 500 در رشته ادبیات، مثلا اقتصاد یا جامعه شناسی رو در اولویت اول خودش قرار داده مطلقا اشتباه انتخاب کرده؟؟؟

هیچ به جایگاه "انطباق" در انتخاب ، فکر می کنیم؟

و در این باره بیشتر سخن خواهم گفت...